روزها...
یکی پس از دیگری
به پایان میرسند
ودر پی این روزها
عمـــــــــــــــــرمن ....
خسته نباشی سرنوشت
میبینی؟!
دست در دست تو ...
تمام راه را بیراهه رفتم
شنیدم کسی میگفت:
چشمانت را ببند
اعتماد کن...
به قیمت تمام روزهای رفته...
چشمانم رابستم...
اعتماد کردم...
بهای سنگین داشت اعتمــــــــــــــاد!
روزی...
چشمانم را بازکردم
چیزی به نام عشـــــــــــــــــــق
در راه همپاشدن با تو...
به تاراج رفته بود....!!!
دلتــــــنـــگی های منوتو......ما را در سایت دلتــــــنـــگی های منوتو... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: sanaz
بازدید: 115